پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین غلامعلی قدیریان

علی در آیینه وحی

الا بذکر الله تطمئن القلوب

آرامش، گمشده دیروز و امروز انسان است. در متون دینی، به ویژه قرآن و روایات اهل بیت-علیهم السلام- این امر جایگاه مهمی دارد؛ به گونه ای که شاه بیت دین، یعنی ایمان ، از ریشه أمن به معنای آرامش گرفته شده است. بشر امروز با خلأ معنویت و آرامش دست وپنجه نرم می کند و برای رسیدن به این گمشده، به هر وسیله ای دست می زند. رشد عرفان های کاذب و نوظهور، مصرف روزافزون مواد مخدّر و قرص های آرام بخش، تولید و تکثیر کتاب ها و نرم افزارهای روان شناختی، همگی دلیل روشنی بر این سرگشتگی و احساس فقر و نیاز است.

آرامش مقوله ایست که آحاد جمعیت بشر بدنبال آن هستند قرآن کتاب آسمانی و معجزه پیامبر اسلام حضرت محمد ص مهمترین عامل آرامش را یاد خدا ذکر میکند آنجا که در آیه 28 سوره رعد خطاب به بندگان خدا میفرمایید : آگاه باشید که یاد خدا دلها را آرام میکند

و در آیه دیگری میفرماید : هُوَ الَّذِي أنْزَلَ السَّکِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ به این معنی که : اوست آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بیفزایند

آرامش به چه معناست :

در فرهنگ لغت معین آرامش به: آرمیدن، فراغت، صلح، آشتی، ایمنی و امنیت معنا شده است

مترادف آرامش: آسایش، آسودگی، استراحت، راحت، راحتی، فراغ بال، فراغت، آشتی، صلح، صلحجویی، مسالمت، آرام، تسکین، سکون، قرار، امان، امنیت، ایمنی، سکینه، طمانینه

متضاد آرامش: آشوب، بلوا

برای فهمیدن و آگاهی نسبت به یک موضوع علاوه بر امور اثباتی باید به عوامل سلبس آن نیز توجه کرد علماء ی منطق میگویند : تعرف الاشیاء باضدادها یعنی بخشی از فهم و آگاهی نسبت به یک موضوع علاوه بر شناخت عوامل آن شناسایی عوامل از بین برنده آن است

تفاوت بین آرامش و آسایش در چیست؟

اما شاید این سوال برای شما پیش بیاد که چه تفاوتی ما بین آرامش و آسایش وجود دارد. همانطوری که در تعریف آرامش خدمتتان عرض شد آرامش یعنی: آرام گرفتن، راضی شدن و …

ولی آسایش یعنی: راحت، استراحت، آسانی، آسودگی و…..

اما تفاوت بین اید دو واژه در این است که همانطوری که اشاره شد، آرامش به یک حالت روحی و روانی و یک حالت درونی اطلاق میگردد که نتایج آن را میتوان در بیرون از خود مشاهده کرد. ولی آسایش بیشتر به جنبه رفاه و راحتی و امکانات بیشتر در جهت تسیل در امور زندگی به کار میرود که بیشتر جنبه بیرونی دارد و یک حالت ابزار بیرونی است برای داشتن زندگی راحت تر.

عوامل آرامش در قرآن

ایمان

ایمان عبارت است از باور وتصدیق قلب به خدا ورسولش،آنچنان باور وتصدیقی که هیچگونه شک و تردیدی بر آن وارد نشود. تصدیق مطمئن وثابت ویقینی که دچار لرزش وپریشانی نشود وخیالات ووسوسه ها در ان تأثیر نگذارد وقلب واحساس در رابطه با آن گرفتار تردید نباشد.

در قرآن در سوره مبارکه فتح می خوانیم: "هوالذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم... " "اوکسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی به ایمان شان بیافزایند... ". اولین برداشتی که صورت می گیرد این است که بدون ایمان، آرامش روحی وروانی وجود ندارد. یا حداقل اینگونه می توان گفت که یکی از عوامل ایجاد آرامش دارابودن ایمان به خدا می باشد. به تعبیر علامه طبا طبایی "ظاهرا مراد از سکینت در این آیه آرامش وسکون نفس واطمینان آن، به عقائدی است که به آن ایمان آورده ولذا نزول سکینت را این دانسته که ''لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم'' تا ایمانی بر ایمان سابق بیفزایند. پس معنای آیه این است که: خدا کسی است که ثبات واطمینان را لازمة مرتبه ای از مراتب روح است در قلب مؤمن جای داد تا ایمانی که قبل از نزول سکینت داشته بیشتر وکاملتر شود

ذکر

دومین عامل برای رسیدن به آرامش ذکر خداست است معنای جامع ذکر همان یادآوری به قلب وزبان است که گاهی در برابر غفلت وگاهی در برابر نسیان به کار می رود

"الّذین آمنوا وتطمئنّ قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئنّ القلوب " "آنها (کسانی که به خدا برمی گردند)کسانی هستند که ایمان آورده اند، ودلهایشان به یاد خدا مطمئن (وآرام) است،آگاه باشید،تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد "

اطمینان به معنی آرامش وقرار گرفتن است ودل مطمئن، همان نفس مطمئنّه است که در آیة:

(یا ایّتها النفس المطمئنّه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی واد خلی جنّتی) آمده است که پاداش کسی که با یاد خدا به این مقام (اطمینان) رسیده، درآمدن در سلک بندگان خدا وورود به بهشت است.

ذکر حقیقی عبارتست از یاد نمودن خدا در دل وچون زبان هم به موافقت دل حرکت کند نور علی نور است واما مجرد ذکر زبان اگر چه هر گاه به قصد قربت وثواب باشد فایده بسیار برآن مترتب است اما اثر انس ومحبّت ویاد خدا در دل حاصل نمی شود. " پس ذکرحقیقی ذکری است که در دل به یاد خدا بودن را همراهی کردن واگرفقط بازبان خدا را یاد کنیم ولی دردل از یاداو غافل باشیم، این نوع ذکر، ذکر حقیقی وتأثیر گذار به حساب نمی آید ولذا قطعا ذکری که لقلقه زبان باشد اثر آرامش بخشی هم نخواهد داشت.

امام خمینی ره فرمود آنموقع توجه و یاد حقیقی و واقعی است که در بردارنده خدا باشد آنوقت آن نفس میشود نفس مطمئنه

و بهترین مصداق یاد خدا آنچنان که پروردگار عالم در قرآن میفرماید نماز است

برجسته ترین اثر نماز یاد خداست؛ اَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِکْرِي معنی : به ياد من نماز را برپا دار.

نماز عملی عبادی است که پنج بار در اوقات معینی از شبانه‌روز واجب است. در این عبادت، نمازگزار رو به قبله می‌ایستد و ذکرهای ویژه‌ای را می‌خواند و اعمال ویژه‌ای را مانند رکوع و سجده به جا می‌آورد. نماز به دو شکل فردی (فُرادا) و جماعت خوانده می‌شود.

نماز، نخستین عبادتی است که بر پیامبر(ص) و پیروانش در مکه واجب شد و یکی از عبادات اصلی مسلمانان است که در قرآن و متون دینی درباره آن بسیار تأکید شده و از آن با تعبیراتی مانند «ستون دین» و «شرط قبولی سایر اعمال» یاد شده است.

علاوه بر نمازهای واجب روزانه، نمازهای مستحبی فراوانی نیز وجود دارد که در روایات، برای آنها آثار و پاداش‌های فراوانی در دنیا و آخرت بیان شده است. مهم‌ترین این نمازها، نماز شب و نافله‌های نمازهای واجب است.

در قرآن ۹۸ بار به نماز پرداخته شده است[۵] و چنان جایگاه ممتازی دارد که در بسیاری از آیات به عنوان مهمترین و اولین عمل فردی و اجتماعی مؤمنین در کنار ایمان ذکر شده است؛[یادداشت ۱] از سوی دیگر نه تنها از اولین ناله‌های دوزخیان ترک نماز را بیان می‌کند[۶] بلکه از نمازگزاران سهل انگار در نماز، در کنار تکذیب کنندگان دین یاد کرده است.[۷] هیچ عملی در قرآن همچون نماز مورد تأکید قرار نگرفته است، نماز عامل بازدارندۀ از گناه،[۸] وسیلۀ فلاح و رستگاری،[۹] یاری کننده در مشکلات زندگی،[یادداشت ۲] و از سفارشات مهم خدا به انبیا[۱۰] و دغدغه‌های پیامبران بزرگ الهی به ویژه در مورد خانواده‌شان است.[۱۱]

در گفتار و عملکرد پیامبر(ص) و امامان نیز نماز جایگاه رفیعی دارد. در دو کتاب وسایل الشیعه و مستدرک الوسائل بیش از ۱۱۶۰۰ حدیث در این موضوع نقل شده است.

در روایات، از نماز با تعابیر مختلفی یاد شده است از جمله:

و برای سستی یا ترک نماز نیز عواقب سنگینی بیان شده است از جمله:

  • عامل دوزخی شدن
  • نشانه کفر و نفاق
  • باعث حسرت بی‌حاصل در برزخ
  • محروم ماندن از شفاعت
  • عمر بی‌برکت
  • مال بی‌برکت
  • چهرۀ بی‌نور
  • پاداش نداشتن اعمال
  • مرگ با خواری
  • عدم استجابت دعا
  • دعای دیگران هم در حقش مستجاب نمی‌شود
  • ظلمت و فشار قبر
  • حساب سخت و عذاب دردناک قیامت
  • خدا به او نظر لطف نمی‌کند

 

 

تاریخ انتشار: 1398/8/2